|
حوادث شهرستان كوار اين وبلاگ مكاني براي اطلاع رساني پيرامون حوادث كوار مي باشد
|
این فیلم شامل تصاویری واضح و روشن از جنایت دراویش گنابادی و مظلومیت امت حزب الله کوار است تصاویری که گویای دروغگویی رسانه های ضد انقلاب است رسانه های مدعی آزادی و حقوق بشر رسانه هایی که امروز بی آبرو تر از هر روز دیگر هستند. این فیلم گواهی بر مظلومیت شیعه است گواهی بر باطل بودن دشمنان آن گواهی بر حقانیت مبارزه ی شیعه. با تکثیر این فیلم از طریق موبایلتان خود رسانه ی حزب الله باشید.
در این حمله وحشیانه و مسلحانه دراویش به مردم بی دفاع ۸۵ نفر با تیر جنگی و ساچمه ای و بیش از ۱۰۰نفر بوسیله سنگ و شیشه نوشابه و آجر دراویش مجروح شدند. [ پنجشنبه هفدهم شهریور 1390 ] [ 19:0 ] [ مردم ]
[ ]
فراخوان سایت رسمی فرقه گنابادی برای ایجاد درگیریهمزمان با پایان انتخابات شکوهمند مجلس شورای اسلامی که باعث تقویت عزت ملت ایران در عرصه بین المللی شد نورعلی تابنده قطب فرقه گنابادی دستور ایجاد آشوب و درگیری جدیدی را صادر کرد.پس از ماجرای حمله مسلحانه اراذل و اوباش فرقه گنابادی در شهر کوار فارس که منجر به زخمی شدن صد و هشتاد تن از مردم شد این بار رهبران فرقه گنابادی آشوب در شهرکرد را در دستور کار قرار داده اند.به همین منظور به دستور نورعلی تابنده قطب فرقه از دراویش گنابادی خواسته شده به سمت شهر کرد حرکت نمایند. سایت مجذوبان نور(بخوانید مجذوبان ظلمت) سایت رسمی فرقه گنابادی نیز ضمن تایید این برنامه در تیتری تحریک آمیز نوشت:حرکت دراویش گنابادی به سمت شهرکرد برای حمایت از برادران ایمانی خود.
گفتنی است معمولا پس از پیروزیهای جمهوری اسلامی در مسائل مختلف بین المللی بویژه انرژی هسته ای یا انتخابات این فرقه سعی در برهم زدن امنیت کشور می نماید که تا کنون ایت اتفاق چند بار افتاده است. [ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 19:50 ] [ مردم ]
[ ]
چرا دولت های غربی از فرقه های دراویش حمایت می کنند؟
... مدتی است که خبرهای جهت داری در حمایت از فرقه های دراویش در رسانه های فارسی زبان وابسته به دولت های استعماری غرب منتشر می شود. سئوالی که برای بسیاری پیش می آید این است که چرا رسانه هایی مثل بی بی سی و صدای آمریکا مدافع دراویش هستند؟
پاسخ به این پرسش را در یکی از قسمت های برنامه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" به کارگردانی سعید مستغاثی می توان یافت. در قسمت "درویشان سکولار" ضمن بررسی عرفان ناب اسلامی که اصل آن از کلام الله مجید ، ادعیه و سخنان ائمه اطهار (س) می آید ، به زمینه ها و اهداف پیدایش عرفان های جعلی توسط کانون های صهیونی پرداخته می شود. عرفان هایی که اساسش بر جدایی دین از سیاست ( همان تئوری صهیونیستی سکولاریسم) قرار داشت و تحت عنوان تصوف به تدریج فرقه ها و انجمن های دراویش را پدید آورد. فرقه ها و انجمن هایی که قرار بوده و هست ، وجوه ظلم ستیزی و عدالت طلبی اسلام را هدف قرار دهند. نقل بخشی از کتاب مهم مایکل برانت ( کارشناس ارشد و سابق بخش شیعه شناسی سازمان CIA) در مورد اختصاص 900 میلیون دلار برای ایجاد انحراف در شیعه و از جمله سوق دادن آن به سوی درویشی گری و انزوا ، ازجمله اسنادی است که در این بخش به نمایش در می آید. همچنین صحبت های پروفسور حامد الگار ( اسلام شناس مقیم برکلی آمریکا) درباره کنفرانس "تصوف و سیاست خارجی آمریکا" (که چند سال پیش در واشینگتن برگزار شد) نشان می دهد که چگونه در این کنفرانس ، برای استفاده از گروههای صوفی علیه اسلام انقلابی و شیعه راهکارهایی مشخص گردید. در بخشی از قسمت "درویشان سکولار" به وابستگی یکی از اولین تجمعات صوفی گری به نام "انجمن اخوت" با تشکیلات جهانی فراماسونری پرده برداشته می شود. اسناد مکتوب ، شفاهی و تصویری که در این بخش ارائه می شود ، به روشنی ارتباط پایه گذار این انجمن ، علی خان ظهیرالدوله را با لژ گراند اوریان فرانسه نشان می دهد. آنچنان که وی حتی سیستم تشکیلاتی "انجمن اخوت" را نیز برمبنای همان لژ فراماسونری سازمان داده بود. انجمنی که در آن تنها موضوعی که به چشم نمی خورد همانا اسلام و عرفان بود. سیر این عرفان انحرافی ، به فرقه های صوفی گری و درویشی امروز می رسد و طبق اسناد و مدارکی که در این قسمت از مجموعه "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" ارائه می شود ، در همان مسیر جمعیت هایی مانند "انجمن اخوت" از یک سو پیروانشان را به گوشه نشینی ، عزلت گزینی و دوری از صحنه اجتماع می کشانند و از سوی دیگر با وابستگی به دربارها و انجمن های ماسونی ، خیانت خویش به دین و سرزمین شان را از طریق مزدوری برای دشمنان تاریخی این کشور و این ملت، بروز می دهند. فرقه هایی که کوس رسوایی شان تا افشای رذیلانه ترین اعمال ضد اخلاقی ، عالم و آدم را فراگرفته است. در قسمت "فرقه های نوپدید" از مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" برای نخستین بار اسناد و شواهد تاریخی وابستگی معروفترین و شناخته شده ترین فرقه های یاد شده ( که متاسفانه بر اثر تسامح و تساهل مسئولین فرهنگی، در کشور ما نیز نفوذ قابل توجهی یافته اند) به کانون های صهیونی ، انجمن های فراماسونری و سرویس های جاسوسی غرب در برابر دوربین تلویزیون قرار می گیرد. در این قسمت به برخی از این فرقه های نوظهور پرداخته می شود همچون عرفان به اصطلاح سرخپوستی و کتاب های کارلوس کاستاندا ، گرایشات منسوخ چینی و تبتی که عمدتا با هزینه و امکانات سازمان های اطلاعاتی و امنیتی غرب توسط مزدورانی مثل دالای لاما ترویج می گردد ، شبه عرفان سای بابا و کریشنا مورتی (که براساس اسناد این برنامه، توسط انجمن ماسونی تئو سوفی و فرد مرموزی به نام مادام بلاواتسکی شکل گرفت) ، فرقه ای منسوب به اوشو ( که متاسفانه کتاب ها و اندیشه هایش در سطحی گسترده در کشور ما منتشر و توزیع شد) که برای اولین بار در این قسمت از مجموعه "راز آرماگدون 4" بر طبق اسناد انتشار یافته از منابع غربی ، انحرافات اخلاقی و روحی اوشو برای مخاطب تلویزیون افشاء می گردد ، همچنین فرقه اکنکار که مستقیما از کانون های صهیونی در آمریکا هدایت شده و می شود و بالاخره TSM که نوعی نگاه منجی گرایانه و آخرالزمانی کاذب را برای مقابله با انتظار شیعیان ترویج می نماید ، از جمله فرقه ها و شبه عرفان های نوظهوری هستند که با تصاویر و اسناد مکتوب و شفاهی و از طریق کارشناسان و پژوهش گران این حوزه در قسمت بیست و چهارم مجموعه مستند "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" مورد بررسی و تحلیل قرار میگیرند و خصوصا مهمترین موضوعی که برخی از این فرقه ها مدعی هستند یعنی اعطای آرامش روحی و روانی به پیروانشان از طریق نیاندیشیدن و خالی کردن ذهن ، با نگرش روانشناسی و جامعه شناسی نقد شده ( آرامشی که همچون پناه بردن به مخدرات، آنی است و تداوم ندارد) و با آرامش حقیقی که بنا به نص صریح کلام الله مجید تنها با یاد خدا و ذکر و تفکر و اندیشه در اسماء و خلقت الهی و فلسفه آفرینش میسر شده ، مقایسه می شود ( که آرامش و تسکینی پایدار و جاودان برای اهل ایمان است) و نتیجه گرفته می شود که آن نوع آرامش ناپایدار و لرزان و مخدری (که از طریق فکر و اندیشه نکردن میسر می گردد ) همانا چیزی است که مطلوب کانون های صهیونی بوده برای سلطه بر ملت ها و سرزمین های دیگر و در نهایت عملی ساختن همان ایده شیطانی دیرین خویش در تسخیر کره ارض. گفتنی است که مجموعه "راز آرماگدون 4: پروژه اشباح" به نویسندگی و کارگردانی سعید مستغاثی توسط رضا جعفریان در 26 قسمت برای گروه سیاسی شبکه خبر سیما تهیه شده بود که طی ماه های آذر و دی و بهمن سال گذشته از این شبکه پخش شد و در اسفندماه تکرار شد. این مجموعه چندی است که از برخی شبکه های برون مرزی سیما از جمله شبکه های جهانی جام جم پخش می شود. [ چهارشنبه بیست و هفتم اردیبهشت 1391 ] [ 19:48 ] [ مردم ]
[ ]
صوفيگري؛ انحرافي خطرناكو اما فقهاي عصر حاضر به اجماع صوفيه را داراي انحرافات فراوان ميدانند و ميگويند بايد به شدت از آنها پرهيز نمود. علماي گذشته نيز نه تنها با صوفيه قويا مخالفت داشتهاند، بلكه در رد آنها نيز كتابها نوشتهاند. سلطان الواعظين شيرازي -رحمه الله- در كتاب فضايح الصوفيه 120 كتاب علمي و تحقيقي از علماي بزرگ را ذكر ميكند كه هر يك به رد صوفيه پرداختهاند. اجمالا در بين علماي درگذشته بزرگاني چون حسين بن سعيد اهوازي، ابوسهل نوبختي، قطب راوندي، شيخ مفيد، شيخ طوسي، شيخ طبرسي، ابن نديم، علامه حلي، صدرالمتالهين شيرازي (ملاصدرا)، مقدس اردبيلي، شيخ حر عاملي، شهيد اول، شهيد ثاني، قاضي نور الله شوشتري، شيخ بهائي، علامه مجلسي، ملا محمد صالح مازندراني سمعاني، ملامحسن فيض كاشاني، علامه وحيد بهبهاني، ملا محمدي مهدي نراقي، ملا احمد نراقي، علامه بحراني، ميرزاي قمي، ملاعلياكبر اژهاي، ميرزا جواد تهراني، ملا محمد طاهر قمي، سيد نعمت الله جزائري، سلطان الواعظين شيرازي، علامه محمد تقي جعفري تبريزي، شهيد مرتضي مطهري، ... كه هر يك استوانههايي در تشيع بودهاند، بر خلاف صوفيه رعايت دستورات شريعت را براي رسيدن به حقيقت تا پايان عمر واجب ميدانند و صوفيه را منحرف دانسته و آنها را رد كردهاند. برخي از اين بزرگان كتب خود را تماما در مقابل سلك صوفيگري و يا رد آنان تاليف كردهاند، كه در پينوشت تنها نام كتاب آمده است. زيرا كتاب تماما در مقابل صوفيه نوشته شده است. اما در برخي ديگر هدف كتاب چيز ديگري بوده و در قسمتهايي صوفيه را رد كرده است، كه در پينوشت به صورت دقيق مشخص شده است كه در كدام قسمت اين كتابها صوفيه تخطئه شدهاند.
شايسته است در اينجا اشارهاي كنيم به سخنان محيالدين ابن عربي، بزرگ عالم عرفان نظري كه شايد كمتر هم اهل علوم فقهي بوده است، در مورد لزوم پايبندي به شرع و مذمت صوفيه.
ابن عربي ميگويد: «شريعت هرگز كنار نميرود. زيرا آن بهترين سخن گويندگان و بهترين اعتقاد معتقدان است.» مساله اعتقاد و التزام به شريعت بارها توسط ابن عربي تصريح شده است. و اما در مذمت صوفيه ابن عربي ميگويد: «بعد از مراسم سماع به يكديگر تبريك ميگوييد، در حالي كه فرشتگان به جهت از دست دادن دين و ايمانتان به شما تسليت ميگويند. به جهت اين اعمال از خدا حيا نميكنيد؟! در تسخير و قبضه شيطان بوديد و بازيچه دست او. با اين همه ذوق ميکرديد و لذت ميبرديد. از همه بدتر در حالي كه ادعا ميكنيد با خدا و در خدا هستيد، شطحيات بر زبان ميرانيد.» و نيز در جاي ديگر ميگويد: «رقص و پايکوبي لايق حضرت حق نيست. رقص کنيد و بدانيد که تنها رقاصيد و بدانيد که هنوز در مرحله نفسانيات باقي هستيد و اگر قبول نداريد، پس دروغگو هستيد.»
و اكنون ميپردازيم به آنچه عرفاي معاصر به صراحت در مورد صوفيه گفتهاند. در اين جا قصد معرفي اين عارفان راستين را نداريم، چه قلمي توان معرفي آنها را ندارد. اما از خواننده تقاضا داريم در صورتي كه اين بزرگان را نميشناسد، مطالعهاي جزيي در مورد شخصيت آنها بنمايد كه هر چند تا حدي ضعيف ببيند آنها كه بودهاند و چگونه با گمنامي به عنوان آيات و نشانههاي الهي بر روي زمين در حركت! بدون شك حرف اين بزرگان براي همه حجت است و راهنمايي آشكار! اين بزرگواران كساني بودهاند كه خود قطب عرفان و فلسفه بوده و حتي عدهاي از جهال با آنان مخالفت ميكردند و ميبينيم كه حتي اينان نيز صوفيه را به شدت رد كردهاند.
آخوند ملاحسينقلي همداني
ملاحسينقلي همداني را ميتوان گفت بنيانگذار علم اخلاق بوده و سيره وي همچنان مورد استفاده علماي اخلاق است. بيش از 300 نفر مستقيم و غير مستقيم زير نظر اين مرد بزرگ تربيت شدند كه هر يك ستارهاي در آسمان معرفت شده و با نور خود تشنگان راه را سيراب نمودند. ملاحسينقلي همداني كه صوفيان با اصرار و التماس بر سر كلاس اخلاق وي حاضر ميشدند، در يكي از دستورالعملهاي گهربار خود براي سير و سلوك ضلالت صوفيه را مشخص ميسازد و ميفرمايد: «مخفي نماناد بر برادران ديني كه به جز التزام به شرع شريف در تمام حركات و سكنات و تكلمات و لحظات و غيرها راهي به قرب حضرت ملك الملوك جل جلاله نيست، و به خرافات ذوقيه كَما دَأبُ الْجُهّالِ وَ الصّوفِيَّةِ خََذَلَهُمُ اللهُ (چنان كه روش نادانان و صوفيان كه خداوند خوارشان سازد، است) راه رفتن لا يُوجِبُ إلّا بُعْدًا (جز دور گشتن را موجب نميشود). اگر چه ذوق در غير اين مقام (مقام صوفيه) خوب است.» اهميت شرع در نزد شاگردان آخوند نيز از آثار آنها همچون المراقبات ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي و تذكرةالمتقين شيخ محمد بهاري كاملا مشهود است.
ميرزا جواد آقا ملكي تبريزي
عرفان ميرزا جواد آقا ملكي نزد اهل معرفت كاملا شهره است و جان تسليم مالك هستي كردن وي به هنگام اقامه نماز و گفتن تكبيرهالاحرام و احقاق حديث «الصلوة معراج المؤمن» در مورد اين عارف سترگ، معروف است. ايشان در كتاب ارزشمند المراقبات (اعمال السنه) خود كه يكي از بزرگترين آثار به جاي مانده در عرفان و اخلاق و سير و سلوك الي الله است، خطر صوفيه را از كافرين و مشركين و منافقين نيز بدتر ميداند و در مورد آنان مينويسد: «ترك صورت (عبادات) چنانكه در صوفيان -خذلهم الله- ديده ميشود، هم ضلال (گمراهي) است و هم اضلال (گمراه كننده) و خروج از دين در آن مشاهده ميشود و براي اسلام زيانبارتر از هر چيز است.» عبارت زيانبارتر از هر چيز كاملا عمق خطر را مشخص ميسازد.
آيتالله ميرزا سيد علي آقا قاضي
آيتالله قاضي عارف بزرگي بود كه درباره او گفتهاند شايد از صدر اسلام تاكنون عارفي به جامعيت وي نيامده است. كه صوفيان افتخار اظهار ارادت به ايشان را داشتند، همواره ميفرمود با دراويش و طريق آنها كاري نداريم، طريقه طريقه علما و فقها است. بهار عليشاه رييس فرقه گناباديهاي نجف و كوفه بود. وي فقط يك دستار ميپوشيد، دستار يك لباس بسيار گشاد است، ولي لباسهاي داخلياش خيلي كثيف بود. آيتالله قاضي به او ميفرمود: آخر اين چه وضعي است؟ خودت را تميز كن، فقط اين دستار را پوشيدهاي كه چه؟! ايشان ميگفت آدم بايد به بدنش خوب برسد، تميز باشد، مرتب باشد، عطر بزند، لباسهايش خوب باشد، نه اين كه تن را رها كن تا نخواهي پيراهن، كه چه بشود آخر؟! ميگفتند فرقه ذهبيه به ما خيلي اظهار ارادت ميكنند ولي من با آنها ارتباط ندارم، ما با ذهبيه چكار داريم. حضرت آيتالله در جاي ديگر فرموده بود «اولين گام در راه سير و سلوك تصحيح اجتهاد يا تقليد است.»
آيتالله علامه سيد محمد حسين طباطبايي
علامه ذوالفنون كه جامعيت وي بر اهل علم از غير مسلمانان نيز پوشيده نيست، ميفرمايد: «اكثريت متصوفه اين بدعت را پذيرفتند و همين معنا به آنها اجازه داد كه براي سير و سلوك، رسمهايي و آدابي كه در شريعت نامي و نشاني از آنها نيست، باب كنند و اين سنتتراشي همواره ادامه داشت. آداب و رسومي تعطيل ميشد و آداب و رسومي جديد باب ميشد تا كار به آنجا كشيد كه شريعت در يك طرف و طريقت در طرف ديگر قرار گرفت و برگشت اين وضعيت بالمال به اين بود كه حرمت محرمات و اهميت واجبات از ميان رفت، شعائر دين تعطيل و تكاليف ملغي شد. يك صوفي جايز دانست هر حرامي را مرتكب شود و هر واجبي را ترك كند!»
آيتالله ميرزا علياكبر مرندي
عرفان آيتالله مرندي كه از شاگردان عارف نامدار آيتالله قاضي بوده مانند ديگر عارفان راستين از شريعت و عترت و كتاب الهي نشأت گرفته بود و به همين خاطر همواره به شاگردان خويش توصيه و تاكيد ميكرد كه تنها با عمل كردن به واجبات و مستحبات و ترك محرمات و مكروهات ميتوان زمينه سير به سوي كمال را پيدا كرد و در اين باره با تصوف و طريقه صوفيگري مخالفت كرده و خطرناك بودن آن را به شاگردانش گوشزد ميفرمود.
آيتالله سيد شهاب الدين مرعشي نجفي
ايشان كه چندين بار نيز خدمت وليعصر(عج) مشرف شده و از معدود بزرگان طول تاريخ اسلام است كه حتي از بزرگان اهل سنت و زيديه اجازه روايي داشته است، ميفرمايد: «مصيبت صوفيه بر اسلام از بزرگترين مصائبي است که ارکان اسلام را ويران کرده است به گونهاي كه از اساس دين، سنگي را بر سنگي باقي نگذاشتند، نصوص قرآن و سنت را بر خلاف ظاهر آيات تأويل نمودند و با احکام فطري و عقلي اسلام مخالفت کردند و به وحدت وجود بلکه موجود معتقد شدند و به عبادات صوفيانه و مداومت بر اوراد و اذکاري که سراسر از کفريات و اباطيل پر بود و ساخته رؤساي صوفيه بود، پرداختند و ملتزم به نوعي از ذکر که آن را ذکر خفي قلبي! نامند، شدند که از طرف راست قلب شروع شده و به طرف چپ قلب ختم ميشود! چه عجيب است اين اوراد و اذکار و اعتقادات بياصل و اساس و گزاف!».
آيتالله بانو نصرت امين اصفهاني
در عظمت بانوي اصفهاني آن عارفه نامي، همين بس كه از افتخارات آيتالله مرعشي نجفي اين است كه از ايشان اجازه روايي داشته است. بانو امين نصيحت فرمود: «بله، كسي كه ميخواهد آدم بشود، كسي كه ميخواهد به خداي تبارك و تعالي نزديك شود، بايد مواظب دامهايي كه پهن شده است، قَطّاع الطريقهايي كه ايجاد شدهاند، باشد. بنابراين بايد درس بخوانيد و علوم ديني را كسب كنيد. فريب اهل تصوف را مخوريد! فريب كساني را كه دام پهن كردند به عنوان عرفان و طريق را مخوريد! فريب كساني كه ميگويند:
بشوي دفتر اگر همدرس مايي كه علم عشق در دفتر نباشد
اين شعر را بهانه ميكنند براي سوق دادن بندگان خدا به دوري از درس و علوم ديني تا از ناآگاهي مردم سوء استفاده كنند. فريب مخوريد! بخوان دفتر اگر همدرس مايي، كه علم عشق در كتاب خدا و در دفتر محمد و آل محمد (ص) باشد». اين بانوي بزرگوار تاكيد زيادي به درس خواندن داشت.
آيتالله شيخ محمد جواد انصاري همداني
آيتالله قاضي در مورد اين عارف كامل فرمود ايشان تنها كسي بوده كه با رياضات سنگين علم توحيد را بدون استاد و مستقيما از خدا دريافت داشته است.
آنچه را كه آيتالله انصاري شديدا با آن مخالف بود و آن را دور كننده آدمي از راه ميدانست، سلك تصوف و درويشي بود و ميفرمود: من اينها را بررسي كردم و ديدم برنامهاي مغاير با شريعت اسلام دارند. آيتالله انصاري از اندك توجهي كه به دراويش و تصوف بشود، منع ميكرد و هر وقت بزرگان و رؤساي سلسلههاي مختلف براي استفاده به محضر گهربار ايشان مشرف ميشدند، اول سعي ميكرد آنها را راهنمايي و ارشاد كند و اگر قبول نميكردند، از آنان دوري ميگزيد. ايشان به آنان ميفرمود توبه شما آن است كه هر كس را در مسير خود آوردهايد، به طريق صحيح اهل بيت عصمت(ع) برگردانيد. فرزند ايشان حاج احمد انصاري نقل ميكرد كه در همدان با مرد وارستهاي به نام سيد علي كاشف آشنا شدم. ايشان درويش نبود؛ ولي براي اين كه شناخته نشود، در كسوت درويشي در آمده بود. يك بار ايشان به من گفت اگر پدرت اجازه دهد من شما را با طي الارض به مكه و مدينه ميبرم. من آرزو داشتم هم به مكه بروم و هم از نزديك طيالارض را ببينم؛ ولي وقتي به خدمت پدرم عرض كردم، ايشان شديدا مخالفت كرد و فرمود درست نيست و اضافه كردند اگر از روي شرع بروي بهترش نصيب شما ميشود. بعدها آيتالله انصاري به شاگردانش فرمود نخواستم احمد از كسي كه در كسوت درويشي است چنين چيزي ببيند، چون توجهش به آنان جلب ميشد ولي اگر آن شخص در اين كسوت نبود اجازه ميدادم. همانگونه كه از اين ماجرا مشخص ميشود، ايشان حتي كسي را كه درويش نبوده و تنها ظاهر درويشي داشته براي جلوگيري از گمراهي پسرش منع و رد مينمايد.
آيت الله انصاري مكرر ميفرمود دراويش با رياضت، نفس خود را قوي ميكنند و اين غلط است؛ بلكه بايد نفس را تزكيه كرد «قَدْ أفْلَحَ مَنْ زَكّيها». ايشان به شخصيتهاي عرفاني واقعي احترام فوقالعادهاي قايل بودند، مانند مرحوم سيد بن طاووس، آخوند ملا حسينقلي همداني، شيخ محمد بهاري و ... . ميفرمود اينها از كملين عرفا هستند، زيرا هم به شرع مسلط بودند و آن را رعايت ميكردند و هم به عرفان. دأب و روش تربيت ايشان همان راه و شيوه مرحوم آخوند ملا حسينقلي همداني بود، يعني التزام كامل به شرع اسلام و اين كه سالك تنها از طريق شرع است كه ميتواند به جايي برسد. آيتالله انصاري ميفرمود تبعيت كامل از علماي شريعت، اولين قدم سالك است و خطر مهم و امتحان بزرگي كه سالك در اين مسير دارد، بدبيني و بياعتنايي به علماي شريعت است. سالك نبايد در اين دام بيفتد. زيرا اين علما هستند كه مروج دين ميباشند. ايشان خود بسيار ملتزم به شرع بود. علاوه بر انجام واجبات و ترك محرمات، تمام مستحبات و پرهيز از مكروهات را در حد توان انجام ميداد. تقيد ايشان به شرع چنان بود كه حتي در سخنانش به جاي عبارات عرفا و دراويش، از واژهها و اصطلاحات حديث و اخبار استفاده ميكرد. آيتالله انصاري هيچ وقت كسي را كه كار نميكرد و سربار جامعه بود و مانند صوفيان فقط به عبادت ميپرداخت، به سلك شاگردان خود راه نميداد و ميفرمود در روايات چنين شخصي لعن شده است. به افرادي كه در سير و سلوك و عرفان وارد ميشدند، ميفرمود اول مسايل و احكام شرعيتان را محكم كنيد و بعد براي دستورالعمل بياييد.
آيتالله سيد روح الله خميني
اين عارف بزرگ از جواني مورد ارادت ساير عرفا همچون آيتالله انصاري همداني، بانو امين اصفهاني، آيتالله مرندي و ... بوده است. كتاب «شرح دعاي سحر» كه از مصنفات ايشان است در زماني تاليف شد كه بيش از 27 سال از عمر شريفش نگذشته بود و محتواي كتاب عظمت عرفاني اين ابرمرد را نشان ميدهد. ايشان در اشعاري صوفيه را مذمت كرده ميفرمايد:
از صوفيها صفا نديدم هرگز زين طايفه من وفا نديدم هرگز
زين مدعيان که فاش انا الحق گويند با خودبيني فنا نديدم هرگز
و در جاي ديگر ميفرمايد:
«آن چه پيش بعضي اهل تصوف معروف است كه نماز، وسيله معراج وصول سالك است و پس از وصول، سالك مستغني از رسوم شود، امري باطل بياصل و خيال خام بيمغزي است كه با مسلك اهل الله و اصحاب قلوب مخالف است و از جهل به مقامات اهل معرفت و كمالات اولياء صادر شده است.»
آقا شيخ مرتضي زاهد
آقا شيخ مرتضي زاهد كه در زهد بينظير بوده و ارتباط وي با امام زمان (عج) به تواتر رسيده است، به آيتالله آقا سيد يحيي سجادي با اعتراض فرمود: «چرا بر جنازه فلان قطب صوفيه نماز خواندي؟!» آيتالله سجادي پاسخ داد: «آقا! حضرت عالي ميدانيد كه خودم نيز از اين كار بسيار ناراحتم و هيچ حسن ظني به اين فرقه ندارم. اما آن شخص در وصيت خود تاكيد كرده بود كه فقط بايد من بر وي نماز بخوانم و خانوادهاش جنازهاش را روي زمين گذاشته بودند. من براي اين كه جنازه بيش از اين زمين نماند و شرعا و اخلاقا مشكلي ايجاد نشود، چنين كردم.» شايان ذكر است كه آقا سيد يحيي سجادي همان كسي است كه به هنگام تشرف به كربلا در مكاشفه حضرت سيد الشهداء (ع) را ميبيند كه به وي ميفرمايند: «در نجف كسي از اهل من به نام آقا سيد علي قاضي فوت كرده، به آنجا برو و كارهاي كفن و دفن وي را بر عهده بگير.» ايشان چنين ميكند و تمامي كارها حتي غسل دادن آيتالله قاضي را مطابق با آنچه كه به وي در مكاشفه دستور داده شده بود، ميگويد به جا آورند.
آيتالله شيخ محمد تقي بهجت
و اما در بين علماي كنوني آيتالله العظمي بهجت كسي است كه عرفان وي ثابت شده است و ايشان به اين عنوان در بين خواص و عوام از شيعه و سني معروف است. ايشان كه سخنان گهربارش سرلوحه عرفاي اهل سنت نيز قرار ميگيرد، ميفرمايد: «مهم، عمل به وظيفه شرعيه است. عمل به دستورات آسماني، عرفان واقعي را به انسان مينماياند و به جايي ميرسد که ميگويد ما اَعْبُدُ رَبًّا لَمْ اَرَهْ. عرفان حقيقي از التزام کامل به تمامي دستورات شرع مقدس که اهم دستورات آن ترک معصيت در اعتقاد و عمل است، حاصل ميشود و اين التزام به عقيده و عمل، بايد در همه باشد تا نتيجه دهد. مسلمات را در مسايل شرعي رعايت کنيد و بعد جانب احتياط را نماييد. به كديگر نگاه نكنيد. به دفتر شرع نگاه كنيد و عمل و ترك را مطابق با آن نماييد. بايد به رساله عمليه (توضيح المسائل) بنگريد. آن را بخوانيد و بفهميد و حلال و حرام را با آن تشخيص دهيد. پس نميتوانيد بگوييد نميدانيم چه كار كنيم و چه كار نكنيم. حضور در خانقاه و شرکت در مجالس صوفيه و پيروي از دستورات قطب و امثال آن جايز نيست. » نتيجه اين كه مسير عرفان خطرناك است و مانند لبه تيغ! اگر از يك طرف بيفتي به قعر ضلالت عن سبيل الله ميرسي و اگر از طرف ديگر بيفتي به اوج قرب من الله و راه تشخيص آن علم است. بايد با علم وارد شد، والا وارد نشدن بهتر است. حسين مصطفوي
[ شنبه پنجم فروردین 1391 ] [ 19:31 ] [ مردم ]
[ ]
صوفيگري؛ انحرافي خطرناكائمه اطهار(ع) را ميتوان اولين مخالفان تصوف دانست. براي نمونه به برخي از اين احاديث و روايات توجه ميكنيم: امام رضا (ع) فرمود: «کسي که به نزد او نامي از صوفيه برده شود و نسبت به آنها ابراز تنفر و مخالفت نکند، از ما نيست و کسي که آنان را انکار نمايد چنان است که در رکاب پيامبر(ص) ... ائمه اطهار(ع) را ميتوان اولين مخالفان تصوف دانست. براي نمونه به برخي از اين احاديث و روايات توجه ميكنيم: امام رضا (ع) فرمود: «کسي که به نزد او نامي از صوفيه برده شود و نسبت به آنها ابراز تنفر و مخالفت نکند، از ما نيست و کسي که آنان را انکار نمايد چنان است که در رکاب پيامبر(ص) با کفار جهاد کرده است.» مردي از اصحاب ما به امام صادق(ع) عرض کرد: در زمان ما دستهاي پيدا شدهاند که به آنها صوفيه گفته ميشود. شما درباره آنها چه ميفرماييد؟ امام(ع) فرمود: «آنان دشمنان ما هستند. هر کس به سوي آنها اظهار تمايل کند، از آنها محسوب ميشود و با آنها محشور. زود است که عدهاي از مدعيان دوستي ما اهلبيت نسبت به آنها تمايل خواهند نمود و خود را تشبيه به آنها کرده و به نام و لقب آنها ملقب خواهند شد و گفتههاي آنان را تأويل و توجيه خواهند کرد. آگاه باش، هر کس به آنها تمايل نمايد، از ما نيست و من از او بيزارم و هر کس نسبت به آنان ابراز مخالفت و انکار و آنها را رد نمايد، مانند کسي است که پيش روي پيامبر(ص) با کفار جهاد کرده باشد.»
يكي از اصحاب امام هادي(ع) نقل ميكند كه روي با امام در مسجد النبي بودم، عدهاي از اصحاب به خدمتش رسيدند. مدتي بعد جماعتي از صوفيه وارد مسجد شدند و در گوشهاي به حالت دايرهاي نشستند و شروع به گفتن لا اله الا الله نمودند. امام هادي(ع) فرمود: «به اين مردم فريبکار توجه نکنيد. اينها هم پيمانان شياطين و ويرانکننده مباني دين هستند.»
از امام صادق(ع) پرسيدند: «ابوهاشم کوفي (مؤسس تصوف) چگونه آدمي است؟» فرمود: «وي شخص فاسدالعقيدهاي بوده و او همان کسي است که مذهبي را بدعت گذارد که آن را تصوف مينامند و وي اين مذهب را پناهگاهي براي عقيده زشت و ناپسند خود قرار داد.»
رسول اكرم(ص) ضمن سفارشات خود به ابوذر فرمود: «اي اباذر! در امت من افرادي خواهند آمد كه در تابستان لباس پشمي ميپوشند و اين كار را براي خود فضل و مقام ميپندارند. لعنت ساكنان آسمان و زمين بر اينها باد!»
[ شنبه پنجم فروردین 1391 ] [ 19:14 ] [ مردم ]
[ ]
فرقه تصوف قطعه اي از پازل جنگ نرم دشمن!امروزه تحرکات و هجمه هاي اديان و فرقه هاي ضاله و انحرافي عليه جهان تشيع به صورت نشر بدعت ها ، خرافه ها ، شبهات ، افکار وانديشه هاي باطل در ميان مسلمين صورت مي گيرد ، پيدايش انقلاب با عظمت اسلامي در عصر تسلط همه جانبه غرب ، راهي نو را در مقابل انسان مادي ايجاد کرده است ، اين انقلاب ... امروزه تحرکات و هجمه هاي اديان و فرقه هاي
ضاله و انحرافي عليه جهان تشيع به صورت نشر بدعت ها ، خرافه ها ، شبهات ،
افکار وانديشه هاي باطل در ميان مسلمين صورت مي گيرد ، پيدايش انقلاب با
عظمت اسلامي در عصر تسلط همه جانبه غرب ، راهي نو را در مقابل انسان مادي
ايجاد کرده است ، اين انقلاب شعار تمدن مدرنيته را – که بي نيازي و
استغناء از دين و انبياء الهي بود –را در عمل با بطلان روبرو کرده است . پي نوشته ها: عبدالرحيم بيرانوند - مسئول اداره فرق حوزه علميه قم [ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 15:55 ] [ مردم ]
[ ]
صوفی و سبیلیکی از اعتقادات بسیار مهم صوفیان گنابادی گذاشتن سبیل بلند است.اگر چه وقتی اشکال می کنیم می گویند دینی را به مویی نبسته اند اما واقعا برای یک صوفی گذاشتن سبیل از بسیاری از اعمال دینی مهمتر است.بنده صوفیان زیادی را می شناسم که نماز نمیخوانند و حتی بلد نیستند نماز بخوانند ولی اگر سبیلشان را بگیری انگار همه چیزشان را گرفته ای. گذاشتن سبیل در بسیاری از این فرقه ها از همان کارهای بدون تعقل و فلسفه ای است که فقط نشان دهنده وابستگی اعضا به فرقه است. در زیر عکس یکی از دراویش گنابادی را می گذارم تا با یکی از مقدسات
[ پنجشنبه سوم فروردین 1391 ] [ 11:0 ] [ مردم ]
[ ]
در باب کرامت باید گفت که علماء و عرفاء به حق شیعه اذعان کرده اند که مکاشفات و کرامات دو نوع است 1- کشف و کرامات الهی 2- کشف و کرامات شیطانی هر فردی که ادعای کشف و کرامت کرد باید در مرحله اول عقاید او را بررسی کرد و بعد در مورد او اظهار نظر کرد زیرا همانطور که گفتیم باید ببینیم آیا در مسیر سیرو سلوک الهی است یا اینکه در سیرو سلوک شیطانی قرار دارد سالک خبیر جناب ملا آقا جان زنجانی (ره) مدتی در نجف به سیرو سلوک مشغول بود و بعد از مدتی معلوم می شود در این مدتی که به گمان خود در راه الهی قدم می گذاشت به اشتباه اسیر دام سیر و سلوک شیطان شده است. گاهی فرد به گمان خود فکر می کند در مسیر الهی قدم بر می دارد .در صورتی که در راه شیطانی گام بر می دارد. در سیرو سلوک الهی هیچکس به جز خداوند مطرح نیست و نهایت سلوک نیز خداوند است و خود اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام هم وسیله و هادیان راه هستند و همه وسیله برای به خدا رسیدن هستند و هر جا خودشان هدف می شدند و می دیدند که مردم آنها را در کنار و مقابل خداوند می بینند ، با مردم برخورد می کردند که همه ی ما بنده او هستیم و باید خداوند را سبب دانست مانند داستان های بسیاری که در مورد غلات و افرادی که حضرات را در حد خداوند می دانند حضرات معصومین بارها در احادیث و روایات مختلف آنها را مذمت کرده اند. عارف و استاد واقعی شخصی هست که هر زمان که خود مطرح می شوند ،خویشتن را کنار بزند و شاگردانش را متوجه خداوند کند. اما در سیر و سلوک شیطانی فردی که خود را استاد می نامد خود را به جای حضرات معصومین می داند و حتی به مرحله ی از گمراهی می رسد که خود را در مرتبه اُلوهیت می بیند و خود را خدا می خواند. این جا است که باید افراد و شاگردان افرادش متوجه شوند که از مسیر الهی منحرف شده اند. زیرا ائمه معصومین علیهم السلام با آن مقامات معنوی که قابل وصف نیست هیچ موقع این چنین ادعایی نمی کردند و خود را خدا نمی دانستند و و همیشه می گفتند ما عبد الله هستیم . و بعد از اینکه خود را خدا دانستند به شاگردانشان می گویند ما را باید بپرستید و خدمت به قطب را خدمت به الله بدانید در نماز ما را بپرستید.
عارف
واقعی همانند حضرت شیخ جعفر مجتهدی (ره) است که حتی به او التماس دعا می
گفتند در جواب می گفت برای چه به من می گویید بروید به حضرات معصومین
بگویید و به آنها توسل کنید. جز خداوند نمی دیدند و جز از خداوند صحبت نمی
کردند. اما مشایخ متصوفه در غالب زمان ها خود را در مرتبه خداوند می
خواندند و مریدان خود را به پرستش خودشان فرا می خواندند.
[ یکشنبه بیست و یکم اسفند 1390 ] [ 17:5 ] [ مردم ]
[ ]
قسمتی از تحلیل وبلاگ حزب الله کوار درباره انتخابات نهم در کوار که به حادثه ۱۱ شهریور هم مربوط می شود. ...ما بدنبال درستی و یا شایعه بودن سخنان درباره کمبود تعرفه ها هستیم اما برخلاف سخنان رهبری و مصالح نظامی که حفظ آن از اوجب واجبات است شاهد حرکاتی از قبیل آتش زدن لاستیک در خیابان اصلی شهر، توهین و فحش دادن به فرماندار جوان و کم تجربه و همچنین ایجاد جو گل آلود و صید ماهی ضد انقلابان، توسط حامیان یکی از کاندیدا بودیم که به شدت این حرکات را محکوم می کنیم. درست است که فرماندار جوان و بی تجربه است و تا بحال نظام و مردم را مثلا در حوادث 11 شهریور متحمل هزینه های چند صد میلیونی کرده است اما این دلیل نمی شود چون عده ای به توزیع و کمبود تعرفه ها اعتراض دارند برخلاف سخنان رهبری که فرمودند: مواظب باشند آن كلاهي كه بر سر رأي نياوردگان سال 88 رفت، بر سر آن ها نرود؛ فريب نخورند. و یا فرمودند که ا گر قرار باشد بعد از هر انتخابات آنهایی که رای نیاوردند اردوکش خیابانی بکنند ...طرفدارانشان را بکشند به خیابان ....پس چرا انتخابات انجام گرفت؟ عمل بکنند و دشمن شادکن بشوند.برخی از آقایان این حرکت را توجیح می کنند و برخی دیگر از سر خود باز می کنند ولی این حرکت اشتباه صورت گرفته است و به کسانی چه بخواهند و چه نخواهند مرتبط است و تنها راه برائت از آن در افکار عمومی محکوم کردن این اشتباه در جمع عمومی به همراه ثبت تاریخی آن است. بالاخره اگر طرفداران آقای نیک عهد این حرکت اشتباه را انجام داده بودند و زمینه سوء استفاده را فراهم کرده بودند برخی از آقایان مدعی که اکنون در سکوت محض و یا طلبکارانه به سر می برند طور دیگری عمل می کردند ولی امروز ولایتمداری عده ی زیادی از آقایان مشخص شد اما شکستن حریم قانون و امنیت و اخلاق از سمت هر کسی باشد محکوم به شکست و رسوایی می باشد. حاج سعید افسری(وبلاگ کوار 57) می گفت که اگر من در این انتخابات فرماندار بودم آنچنان مدیریت می کردم که این اتفاق و تشنج بوجود نیاید یعنی این جماعتی که همراه و حامی فرماندار هم بوده اند به اشتباه ایشان پی برده اند. اما تعجب اینجاست که بعد از مدیریت بسیار مجرمانه فرماندار کوار احسان خازن و به خاک و خون کشیده شدن 185 نفر از مردم بی دفاع در حمایت از روحانیت و نظام توسط دراویش امثال حاج سعید، باز از ایشان حمایت کردند و هرگز ایشان را متهم نخواندند و از آن جالب تر این است که چند روز پس از حادثه 11 شهریور کوار و عملکرد بسیار ضعیف فرماندار مدعی ولایتمداری و بسیجی و قرآنی کوار (که طبق قانون نیروی انتظامی تحت امر ایشان می باشد) حکم سرپرستی فرمانداری به فرمانداری رسمی به ایشان ابلاغ می شود.(لازم به ذکر است که امام خامنه ای در یک دیدار خصوصی به عملکرد نیروی انتظامی در 11 شهریور انتقاد داشتند.) نکته قابل تامل دیگر این است که در زمان حادثه 11 شهریور همه آقایانی که امروز معترض به فرماندار و انتخابات هستند همگی در سکوت محض به سر بردند و حتی یک انتقاد ساده هم از عملکرد اشتباه فرماندار در جمع عمومی نکردند ولی امروز که جنگ جنگ قدرت و ریاست و منافع است ایشان را به توبره بسته اند و خائن و بی غیرت خوانده اند و چه شیوا، حضرت سیدالشهدا علیه السلام در خطبه منا فرمودند: که شما هر وقت حق خودتان و حزبتان را در خطر دیدید فریاد کشیدید و جنجال به پا نمودید و با تمام قدرت آن را مطالبه کردید اما هرگاه حق مستضعفین و محرومان جامعه تباه گشت سکوت کردید و گفتید، خداوند در قیامت برای انها جبران کند ..." پس از ماست که بر ماست. اگر دیروز با فرماندار بی تجربه و مسئولین مجرم برخورد می کردند و به فکر تدبیر و چاره بودند و آقایان از خون 185 نفر جوان مظلوم و بی پناه حمایت می کردند امروز آه مظلوم دامن خائنین و ساکتین آن حادثه ای که سند مظلومیت شیعه و افتخار اثبات رهروی از 500 شهید منطقه در عمل نه در شعار است نمی گرفت. پس بترسید از خدایی که در جای حق نشسته است و از آه مظلوم هرگز نمی گذرد. پرچم انقلاب را کسی بر دوش نمی گیرد مگر آنکه اهل بصیرت باشد [ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 16:50 ] [ مردم ]
[ ]
ادعای جدید دراویش:پیامبر(ص) و امام (ع) سبیل را بلند نگه می داشتند سایت مجذوبان(سایت رسمی صوفیه نعمت اللهی گنابادیه) با انتشار هشتمین نشریه خود به مناسبت سالروز تخریب حسینیه دراویش ، یکی از دراویش در رابطه با خاطرات خود از بازداشت خود می نوسید: "خلاصه مارا بردند تو كلانتري شاپور، قصه های مشترک زیاده و این افسرای جوون که با ما حال میکردن هی میومدن منو میکشیدن از سلول بیرون هی سین جین میکردن در مورد ریش و سبیل و درویشی و مسلک و همه چی... ما هم میگفتیم بابا دین ربطی به پشم و مو نداره. تا زمان صفویه ایرونی ها همه اهل سنت بودند و درویشها یعنی شیعه های علی و ائمه را میکشتند. اینها هم دینشونو قایم میکردند برای حفظ جانشون. منتها چون حضرت امیر و حضرت رسول سبیل را بیادگار از حضرت مسیح بلند نگه میداشتند اینها هم این علامتو داشتند که همدیگرو بشناسند، بعنوان علامت و یادگاری."
با مراجعه به ادامه مطلب و روایت چند حدیث از رسول گرامی و امام صادق (ع) در جواب آقایون دراویش که ادعای مظلوم نمایی های خود را در شیپور می کنند و هوا می دهند کافیست.
چند نکته برای دراویش : در آمـوزه هـای دیـنـی تـراشـیـدن ریـش ، مـورد نـکـوهـش قـرار گـرفـتـه اسـت . در مـقـابـل ، بـه کـوتـاه کـردن شـارب تـوصـیـه و تـاءکـیـد شـده اسـت . از جـمـله رسول خدا(ص ) فرموده اند:
[ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 16:36 ] [ مردم ]
[ ]
[ یکشنبه چهاردهم اسفند 1390 ] [ 18:20 ] [ مردم ]
[ ]
عکسهای فتنه دراویش گنابادی در قمسال ۱۳۸۴ در همین روزها دراویش گنابادی با فراخوان نورعلی تابنده از سراسر کشور در قم تجکع کردند.ساخت بدون مجوز خانقاه در قم با نام حسینیه و عدم رعایت قانون باعث پلمپ خانقاه مذکور شد.صوفیان گنابادی درست روزهایی که فشارهای هسته ای افزایش یافته بود و غرب ایران را تهدید می کرد با چراغ سبز اربابان اسرائیلی و آمریکایی خود پلمپ خانقاه را شکستند و تجمع در خیابان صفائیه قم را ابزار فشار بر نظام قرار دادند.تصاویر زیر عکسهای این غائله است. عکسهای با کیفیت بالاتر را می توانید از اینجا دانلود کنید دانلود
بقیه عکسها در ادامه مطلب ادامه مطلب [ دوشنبه یکم اسفند 1390 ] [ 9:53 ] [ مردم ]
[ ]
درویش کاری به سیاست ندارد بارها و بارها این جمله را از نورعلی تابنده قطب فرقه صوفیه گنابادی شنیده ایم.مصطفی آزمایش جاسوس فرانسه و نماینده تابنده در اروپا نیز معمولا در اکثر مصاحبه هایش این جمله را تکرار می کند. حال با هم ببینیم منظور از این جمله چیست؟ این جمله با توجه به معنای متفاوت سیاست از نگاه این فرقه دو نوع معنا می شود: ۱-هروقت می پرسیم چرا در مسائل مختلف این کشور و ملت مانند ترور دانشمندان هسته ای،تهدیدهای خارجی،افتخارات علمی و بین المللی سکوت می کنید و حرفی نمی زنید میگویند درویش کاری به سیاست ندارد. هنوز یادمان نرفته در ماجرای حمله رژیم غاصب صهیونیستی به غزه نه تنها صدایی از سران و یا رسانه های این فرقه بیرون نیامد.بلکه در نوعی همگرایی با دشمن غاصب حملات شدیدی علیه نظام اسلامی صورت می گرفت. ۲-در نگاه دوم سایتهای این فرقه مملو از خبرهای سیاسی ضد انقلاب علیه نظام اسلامی است،مصطفی آزمایش در مجامع بین المللی برای اربابان خود خوش رقصی می کند و همراه عناصر خودفروخته بهایی بیشترین لجن پراکنی را علیه انقلاب اسلامی ساماندهی می کند. نورعلی تابنده با رسانه های بیگانه و ضد انقلاب مانند رادیو زمانه مصاحبه می کند و دراویش را در فتنه ۸۸ به رای به عناصر فتنه گر فرا می خواند. تیتر برخی اخبار سایت رسمی فرقه را با هم بخوانیم شیرین عبادی: مردم از اجرای عدالت در ایران ناامیدند دیدبان حقوق بشر گروگان گیری سپاه را محکوم کرد اعتراض بی بی سی به فشارهای امنیتی به خانواده های کارکنان خود با نگاهی گذرا به فعالیتهای فرقه و تلاشهای ضد انقلابی رهبر لیبرال آن یعنی نورعلی تابنده مشخص می شود که هر جا دفاع از ایران و اسلام است دراویش کاری به سیاست ندارند وهروقت نوکری برای آمریکا،اسرائیل ،فرانسه و انگلستان است دراویش اتفاقا بسیار سیاسی می شوند. [ سه شنبه بیست و پنجم بهمن 1390 ] [ 16:46 ] [ مردم ]
[ ]
به تازگی بعد از حمله مسلحانه دراویش به مردم بی دفاع کوار در دفاع از ارزشها و برخورد بسیار ضعیف و مصلحتی و مسامحه کارانه مسئولین با محاربین و مجرمین حادثه این دراویش آنچنان پررو و غره و بی باک شده اند که به صراحت مردم حزب الله را بدون هیچ واهمه ای تهدید به ضرب و قتل می کنند. ای مسئولین تا وقت دارید و این حادثه به انتقام شخصی و دعوای قومی و قبیله ای تبدیل نشده است زودتر اقدامات لازم را بجا آورید [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 11:59 ] [ مردم ]
[ ]
عرفان شیعی از زبان ملاصدرا ملاصدرا بر این باور بود که مذهب شیعه دو وجه دارد، وجه ظاهری یعنی شریعت و احکام دینی و وجه باطنی که همان درون مایه و حقیقت مذهب شیعه است و ملاصدرا آن را عرفان شیعی می نامید. او برای رستگاری انسان، هم شریعت و پایبندی به فرایض دین را لازم می شمرد و هم سیر و سلوک عرفانی برای رسیدن به حقیقت مذهب شیعه را ضروری می دانست. ملاصدرا اگرچه به عرفان باور داشت، اما کوتاهی از احکام و واجبات دین را به بهانه سیر و سلوک رد می کرد. با دانشمندان قشری نیز به دلیل ستیز با عرفان شیعی مخالف بود. همچنین با برخی از صوفیان که عمل به واجبات دینی را ضروری نمی دانستند مخالف بود. منبع:روزنامه خبر جنوب پنج شنبه 13 یهمن ماه 1390 ص 5-ملاصدرای شیرازی فیلسوف شیعه ایرانی. [ یکشنبه بیست و سوم بهمن 1390 ] [ 11:52 ] [ مردم ]
[ ]
فجر پیروزی مبارکفرارسیدن
دهه مبارک فجر ،دهه پیروزی اسلام انقلابی و پویا بر همه ی انقلابیون عالم
،بویژه بر رهبر فرزانه و حکیم انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی
خامنه ای مبارک باد ![]() [ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 22:48 ] [ مردم ]
[ ]
شکایت پدر مرحوم وحید بنایی از دراویشدر خصوص سوء استفاده سران فرقه گنابادی از مرحوم وحید بنایی و انتسابش به دراویش گنابادی و مصادره کردن وی و معرفی کردنش به عنوان اولین شهید صوفی در مقابل نظام ، پدر و برادر و دایی های مرحوم بنایی که خود سالها خادم ابا عبدالله حسین و بسیجی مرید رهبر بوده، طی تنظیم شکایتی از دراویش فتنه گر و اعلام برائت همه جانبه از فرقه ی بدعت ساز تصوف خود را از این اتهام بری دانسته اند. حال سران فتنه گر و وابسته به شبکه های جاسوسی غرب که هر فرصتی را غنیمت شمرده و از آن به نفع خود سوءاستفاده میکنند در برابر این اسناد چه پاسخی دارند،؟ [ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 22:34 ] [ مردم ]
[ ]
دلیل پابوسی وسجده به قطب از نگاه سایت مجذوبان ظلمتدر خبرنامه جدید سایت مجذوبان ظلمت فرقه صوفیه گنابادی مطلبی در اعتراض به پخش فیلم پابوسی و سجده قطب فرقه صوفیه گنابادی از شبکه 3 سیما منتشر شده است که بخشی از آنرا با هم میخوانیم: "من خودم بارها شاهد بوده ام که کسی جلو رفته تا دست جناب آقای مردانی را ببوسد اما ایشان مانع شده اند و فرموده اند: این کار بت پرستی است و وقتی با سئوال آن شخص روبرو شده اند که پس چرا اجازه دادید فلان شخص دست و پای شما را ببوسد فرمودند:او در این دست و پا چیزی مشاهده می کرد وبر آن بوسه می زدنه بر این پوست و گوشت و استخوان.که منظورشان نورالهی متجلی شده در قلب مبارکشان بود پس خود ایشان هم وقتی تجلی قوی تر و کامل تر این نور را در آیینه قلب مولایش(منظور نورعلی تابنده)میبیند به او سجده می بردو در حقیقت به آن نوری که در آیینه قلب او میبیند سجده می برد نه بر پوست و گوشت و استخوان" پاسخ: بنده قبلا در همین وبلاگ در مورد حکم سجده به انسان در اسلام توضیح داده ام و در مورد مطالب مضحک بالا نکاتی را عرض می کنم: 1- اولا دست بوسی در اسلام اشکالی ندارد و در روایات بوسیدن دست پدر،مادر،عالم و معلم بلامانع ذکر شده است اما پابوسی آنهم بدین شکل که کسی پایش را بگذارد و بقیه مردم بیایند از روی کفش آنرا ببوسند قطعا عملی حرام و از سر غرور و تکبر است و در تاریخ جز فرعون و برخی پادشاهان کسی انجام نداده است.البته ممکن است یک انسانی خودش را روی پای بزرگی بیاندازد اما اینکه خود شخص پایش را بگذارد تا مردم ببوسند مطلب دیگری است. 2- در مورد یوسف مردانی(نماینده فرقه در کرج) نویسنده نوشته است که او بوسیدن دست را بت پرستی میداند.خوب این از کمی فهم اوست. اگر کمی از اسلام اطلاع داشت این مطلب را نمی گفت.اما در ادامه گفته است که آنهایی که اجازه بوسیدن دست مردانی را یافته اند کسانی بوده اند که تجلی نور الهی را دیده اند و خود مردانی هم به همین منظور این کار را کرده است و نتیجه گرفته است که سجده و بوسیدن پای نورعلی تابنده به این منظور بوده که آقای مردانی تجلی نورالهی را دیده است. برای این نویسنده مغالطه گر باید عرض کنم که اولا در انسان منحرف نورالهی تجلی پیددا نمیکند.دوما بر فرض که این مطلب شما را بپذیریم در فیلم پابوسی عده ی زیادی از درویشان پیرو جوان در صف ایستاده اند و آقای تابنده پایش را دراز کرده و همه میبوسند.خوب یعنی نویسنده معتقد است همه ی این درویشان که دهها نفر بودند تجلی نورالهی را مثل یوسف مردانی در کفش آقای تابنده دیده اند و.... کلام آخر: میگویند خانمی از کوچه ای رد میشد و جوانی آمد شروع کرد به بوسیدن خانم.جیغ و داد خانم بالا رفت و مردم پسر جوان را گرفتند و گفتند چه غلطی میکردی:گفت هیچ،جمال آن زن را که دیدم به عظمت خلقت خدا پی بردم و از روی شکر این عظمت و قدرت خدا بی اختیار شروع به بوسیدن این مخلوق خدا کردم.. حال این دراویش مغالطه گر به جای پذیرش خلاف و کار حرام سران فرقه دست به مغالطه هایی میزنند که انسان را متحیر می کند.
منبع:خرقه پشمینه [ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 22:25 ] [ مردم ]
[ ]
مخاطب این سخنان امام که «خود را با این همه عیب
مرشد خلائق و هادی نجات امت و دارای سر شریعت دانسته» امثال اقطاب صوفیه
ای همچون ملاسلطان گنابادی مؤسس فرقه نعمت اللهی گنابادی است. چرا که او
اینگونه سخنان را بر زبان رانده است. بولتن نیوز: در شهرستان بروجرد به سخنرانی و کار فرهنگی مشغول بود و امامت مسجد النبی(ع) این شهرستان را بر عهده داشت. مسجدی که در نزدیکی خانقاه سابق دراویش واقع شده بود و از مدتها قبل با انجام امورات فرهنگی سعی می کرد به طور کاملا فرهنگی با معضل دراویش برخورد نماید. مسجدی که با برگزاری کارگاه های علمی و دعوت از میهمانانی فاضل سعی میکرد از حریم اسلام ناب محمدی(صلی الله علیه و آله وسلم) دفاع نماید. همین مسجد بود که در پاسخ دعوت به مناظره , ناجوانمردانه از سوی دراویش گنابادی مورد حمله قرار گرفت و نمازگزاران آن ربوده شده و به گروگان گرفته شدند و به همراه امام جماعت مورد ضرب و شتم قرار گرفت!. در سال 86 و در طی حمایت های پی در پی « کروبی» از دراویش و اهانتش به اهالی بروجرد که آنان را «مارکسیسم و ساده اندیش» خوانده بود، نامه ای به وی نوشت که هنوز با گذشت چند سال از نوشتن آن، خواندنی است. .در کنار تحصیلات حوزوی دارای تحصیلات دانشگاهی نیز هست، از فعالان فرهنگی و دارای چندین تـألیف در باب نقد و بررسی فرق و مذاهب دینی و دهها مقاله در همین زمینه و همچنین موضوعات انقلاب اسلامی می باشد. حجت الاسلام عبدالرحیم بیرانوند، روحانی جوانی است که اکنون مدرس و کارشناس فرق و ادیان حوزه علميه قم می باشد و همین عنوان نیز باب گفتگویی درباره تصوف با ایشان بود.
ادامه مطلب [ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 21:36 ] [ مردم ]
[ ]
مدیریت ارتباطات در فرقه صوفیه گنابادیشاید واژه تجسم صورت مرشد در وقت عبادت را شنیده اید.این عمل شرک آمیز از دستورات سران فرقه نعمت اللهیه بویژه صوفیان گنابادی است. در این عمل یک صوفی باید در وقت عبادت صورت قطب را در نظر بگیرد و مجسم کند که طبق نظر علمای شیعه و سنی شرک محسوب می شود. اما چرا؟ یکی از مهمترین شیوه های کنترل افراد در فرقه ها مدیریت ارتباطات است.تلاش برای عدم ارتباط با کسانیکه ممکن است تاثیر گذار باشند و باعث خروج وی از فرقه شوند و همچنین ایجاد وابستگی شدید غیر عقلانی به قطب فرقه. به دلیل ضعف استدلال در این گونه فرقه ها که باعث فرار همیشگی سران فرقه از مناظره می شود معمولا روشهای دیگری برای کنترل افراد فرقه در نظر گرفته اند که تجسم صورت مرشد در وقت عبادت یکی از این اعمال است. وقتی یک صوفی بارها و بارها به عنوان یک تکلیف شرعی صورت قطب فرقه را در نظر می گیرد کم کم برای او دل کندن از قطب سخت می شود و لذا در صورت اثبات انحراف و غلط بودن مسیر،باز هم شخص عناد ورزیده و به مسیر غلط خود ادامه می دهد. با هم برخی دستورات سران فرقه را برای تجسم صورت مرشد در وقت عبادت می خوانیم: ملا علی گنابادی فرزند موسس فرقه گنابادی می گوید: «مقلد ناچار است که در وقت عمل، مطاع(مرشد) را در نظر آورد.[1]» ملاسلطان گنابادی موسس گنابادیه نیز بیان می کند: «اگر صورت مرشد ظاهری را خیال در نظر نداشته باشد، صورت هواهای نفسانی که بتتراشی نفساند هیچوقت از نظر او نرود.[2]» میرزا زین العابدین شیروانی مست علیشاه که از سرسلسلههای گنابادی است، مینویسد: «در این حال باید که سالک در مجامع و احوال و افعال و اقوال از مراقبت صورت مرشد غافل نشود. در هنگام ذکر و ورد و طاعت و خدمت، از وجه شیخ خود زایل نگردد.[3]» به هر حال آنچه مسلّم است این گونه اعمال ظاهرا زیرکانه اگر چه شاید برای مدتی بتواند عده ای را فریب دهد ولی قطعا آن دسته از صوفیانی که اهل اندیشیدن هستند دچار شبهه خواهند شد و انشاالله مسیر خود را از این فرقه انحرافی جدا می کنند. در حقیقت این عمل نوعی بت پرستی مدرن محسوب می شود که شباهت زیادی به اعمال مسیحیان دارد
[1]. صالحیه، چاپ دوم، ص334؛ همان، چاپ حقیقت، ص598. [ جمعه چهاردهم بهمن 1390 ] [ 20:52 ] [ مردم ]
[ ]
|
|
| [ فالب وبلاگ : وبلاگ اسکین ] [ Weblog Themes By : weblog skin ] |